نظر سنجی
 
لار پیش از اسلام تا دوره اسلامي
 سقوط امپراطوري هخامنشيان به دست اسكندر نتايج زيان باري براي ايالت پارس در برداشت . اين ايالت به عنوان زادبوم هخامنشيان مورد توجه خاص قرار گرفت و توسط سپاهيان اسكندر و جانشينانش بارها مورد حمله واقع شد . پايتخت و كاخ هاي شاهان هخامنشي به آتش كشيده شد و خاندان شاهي پراكنده شدند . با اين حال موقعيت خاص جغرافيايي "پارس" مانع گسترش كامل قدرت اسكندر و جانشينان او شد . اگر چه نواحي شمالي اين ايالت تحت نظارت مستقيم سلوكيان قرار داشت اما شواهد تاريخي نشان مي دهد كه در سده سوم پيش از ميلاد ، قدرتمندان محلي جنوب پارس استقلال نسبي به دست آوردند . استقرار كامل پادشاهان محلي در نواحي ساحلي و پس كرانه اي خليج فارس با ضرب سكه هاي مختلف همراه بود . نمونه هاي گوناگوني از اين سكه ها تاكنون به دست آمده و معرفي شده است . اين حكومتهاي محلي حافظان سنت ها و آئين هاي هخامنشي در دوره پر تلاطم سلوكيان بودند و محدوده قدرت آنان در مناطق جنوبي فارس بود . اين ناحيه بعدها در قرون اوليه اسلامي " جروم" يا " گرمسيرات فارس" ناميده شد .
اين منطقه به دليل ويژگي خاص جغرافيايي ، مامني براي پادشاهان محلي بود . رشته كوههايي كه به موازات ساحل خليج فارس كشيده شده اند ، مانع طبيعي بزرگي براي جلوگيري از تهاجمات دشمنان محسوب مي شد .
وجود زمينهاي حاصلخيز و آب مناسب و شرايط جغرافيايي ويژه آن باعث شد تا اين منطقه به عنوان يكي از پناه گاههاي امن مورد توجه شاهان محلي فارس در فاصله زماني سقوط هخامنشيان تا دوره اسلامي قرار گيرد .
از آنجا که اولین اقوام به قدرت رسیده مهاجر آریائی نژاد به ایران ، هخامنشیان  ، پایگاه اولیه خود را در پارس یافته اند وتخت جمشید وپاسارگاد پایتخت اولیه حکمرانی ودیوانی آنان بوده است .
بي شك لارو لارستان نيز در شعاع عملكرد فرمانروائي آنان قرار داشته است . آنطور که از نوشته های هرودت تاریخ نویس یونانی الاصل که قسمت های غربی وجنوبی ایران را نیز در آن دوره سیاحت کرده است بر می آید سراسر جنوب ایران کنونی وکوههای زاگرس پوشیده از جنگلهای انبوه وسر سبز بوده که در هنگام مسافرت بعد از هر منزل گاه حتما دریاچه یا دریاچه های عمیقی و وسیعی نیز پدیدار می گشته است ، واین بدان معنی است که آب وزمین های سر سبز وجنگل که از لازمه های اولیه سکنی گزینی می باشد در این منطقه به خوبی وجود داشته است که متاسفانه به تدریج با تغییرات طبیعی ودخالت بشر با ضایعه های زیست محیطی مواجهه گشته است .
 و از طرفي اينگونه بنظر مي رسد كه هخامنشيان سياست كلي خود را در خط سياسي كشور گشائي قرار داده بودند و از اينرو احداث قلاع و مراكز مهم دفاعي در داخل كشور را ضروري نديده و با چنين تجهيزاتي نيز كمتر آثاري در داخل برخورد مي نمائيم. ساختمانه هاي مسكوني و شهري نيز به خاطر استفاده از مصالح بوم آورد سنتي از قبيل : خشت خام و آجر و از طرفي زلزله ، تازيانه خشك طبيعت بارها و بارها در طي قرون منطقه را به ويراني كشانده است تمامي آثار قديمي و به خصوص قديمي تر را به كلي به زير خاك برده و به نيستي و فراموشي سپرده است.
از دوره ساسانيان نيز با توجه به شواهد( البته نه چندان مستند و متقن) مي توان به بقايا دو قلعه در شهر لار به خصوص قلعه اژدها پيكر كه بصورت مخروبه باقيمانده اشاره نمود، گرچه هنوز كاوش دقيق باستاني بر روي آنها به عمل نيامده ليكن با توجه به فرم ساختماني ابعاد و ضخامت ديوراها و همچنين نوع مصالح سنگ چين، ملات و تكنيك ساختماني و اشارات جهانگردان كه از قدمت آن صحبت كرده اند مي توان آنرا به دوره ساسانيان منتسب دانست ( همانوطر كه قبلاً اشره شد تحليل دقيق اين مورد به كاوش هاي دقيق باستاني وابسته مي باشد.)
اصولاً ناحيه فيروزآباد پس از غلبه اردشير، سر دودمان سلسله ساساني به اردوان پنجم آخرين پادشاه اشكاني ، يكي از نقاط عمران و آباد منطقه بوده و آثار زير تماماً از اين دوره است:
آتشكده سنگي/ فيروزآباد – آتشكده كنار سياه /فيروزآباد و نبد طاهري- پل ساساني / فيروزآباد – كاخ فيروز آباد/ فيروزآباد
به همين علت است كه از دژهاي ساساني ، در اين ناحيه و به ويژه در لار نيز يافت مي شود و مبناي شهرنشيني و سكني گزيني را نيز در لار، همين حد دژ بايد دانست كه بنا بر ضوابط و شرائط نظامي در بلندي و مشرف بر شهر احداث گرديده است ، گرچه ممكن است در نقاط پائين تپه ها و نيز اولين آثار زندگي جمعي موجود باشد اما به خاطر زير خاك رفتن، هنوز آثار مستمندي بدست نيامده است.
گسترش بعدي شهر در حول محدوده قلعه مي باشد كه تا چند قرن پيش، هنوز به صورت آباد وجود نداشته است. تاورنيه سياح فرانسوي در سال 1337 ميلادي از لار ديدن كرده است.
وسعت اين شهر متوسط است، خود شهر در گرداگرد تپه اي بنا شده كه بالاي آن قلعه اي سنگي دارد كه محل ساخلوي پادشاه ايران اتس. امروزه در قسمت غربي تپه آثاري از شهر ياد شده باقي مانده و به صورت مزرعه در آمده است فقط بقاياي آب انبار و يك پل نشاني از آباداني آندوره است.
 
استقرار حكومتهاي محلي جنوب فارس در دوره اشكانيان توسط بعضي از محققين به اثبات رسيده است . ضرب سكه در اين ناحيه در دوران سلوكي و اشكاني مويد اين مطلب است . اين پادشاهان محلي خود را با عنوان عمومي " فرتركه" ( Frataraka) مي ناميدند .
مهمترين ويژگي اين سكه ها استفاده از خط آرامي و علائم و نشانه هاي زرتشتي در آن است كه نشان از وفاداري آنان به سنت ها و آئين هاي ايراني است . به طور كلي ضرب سكه توسط " فرتركه" قدمي استوار در راستاي تبليغات ديني و سياسي پارس بوده است . اين سكه ها متعلق به دو دوره متفاوت است كه اولين آن مربوط به دوره سلوكي و دسته دوم متعلق به اواخر دوره اشكانيان است . " استرابون" در اين مورد مي نويسد : ( پارسيان شاه دارند . شاهاني كه باجگذار شاهان ديگرند پيش از اين به شاهان مقدوني باج مي دادند و امروز به شاهان اشكاني ).
استقرار حكومت هاي محلي فارس پيش از روي كار آمدن ساسانيان در متون اسلامي نيز تاييد شده است . كارنامه" اردشير بابكان" و  " شاهنامه فردوسي" از ديگر متوني هستند كه بر اين امر تاكيد كرده اند . " طبري" محل حكومت پادشاه پارس در هنگام روي كار آمدن اردشير را در " كرانه درياي پارس" دانسته است . در " كارنامه اردشير بابكان " نام محلي كه اردشير در ابتداي سلطنت خود فتح نموده است ( كلالان) و ( كولالان) ذكر شده است . فردوسي نام اين منطقه را ( كجاران) ثبت كرده است و همه منابع متفق القولند كه مقر پادشاه محلي پارس كه اردشير ناگريز با او جنگيده است در نواحي ساحلي خليج فارس بوده است . فردوسي و طبري آن را دركناره درياي پارس و كارنامه اردشير بابكان اين مكان را يكي از " رستاق هاي ساحلي " دانسته است . اين منطقه منطبق با ناحيه اي است كه جغرافي نويسان اسلامي از آن به عنوان آخرين توقفگاه كارواني در مسير شيراز به سيراف ياد كرده اند .
براساس نوشته هاي فوق " اردشير بابكان " بنيانگذار سلسله ساساني در ابتداي سلطنت خود با پادشاه محلي اين ناحيه جنگيده و او را از پاي در آورده است . طبري در اين مورد مي نويسد : ( در كرانه هاي درياي پارس پادشاهي بود به نام " استوذ" كه مردم او  را مي پرستيدند . اردشير بر سر او بتاخت او را به شمشير خود دو نيمه كرد و پيروان او را بكشت و گنجينه هايي را كه در نهانخانه هاي او بود ، گرفت . )
بر اساس آنچه دراسطوره ها و افسانه های قدیم ایران زمین آورده اند ، گرگین میلاد از پهلوانانِ باستان ، بنیانگذار شهری بود كه با نام او به لاد( lād ) شهرت یافت. چنانچه مطابقت تاریخی گرگین میلاد با مهرداد اشكانی پذیرفته شود ، می توان اظهار كرد كه شهر لار قریب دو هزار سال پیش بنا شده است. طبق روایات موجود ، پس از گرگین میلاد فرزندان آن پهلوان افسانه ای ، نسل اندر نسل به حكومت این منطقه منصوب شده اند و تا سال 1015 ق ، پادشاهی شان بر جای بوده است.
 
وجود راه های باستانی كه از فیروز آباد و استخر از طریق خنج، و علامرد شت ( alāmarvdašt ) و فال ( fā l ) به طرف بندر باستانی سیراف ، و جنوب می رفته است و آثار بر جای مانده در این مسیر ، از نشانه های وجود فرهنگ و تمدن پیش از اسلام در این منطقه است. نام این شهر در متن های تاریخی پیش از اسلام به شكل های مختلف آمده است كه از آن جمله در شاهنامهُ‌ فردوسی لاد و در تاریخ طبری اَلار ( alār ) و در متن های ارمنی پیش از اسلام گلار ( gelār ) ذكر شده و مشخص می شود كه نام كنونی برگرفته از اسامی پیش از اسلام می باشد كه در طول زمان ، به دلایل مختلف ، تغییر شكل یافته است.
آنچه از جمع بندی تاریخ این دوره می توان ذكر كرد ، این است كه منطقهُ لارستان پیش از اسلام ، به دلیل وجود آتشكدهُ كاریان و نیز عبور جاده های كاروانی مسیر سیراف از نواحی شمالی آن ، دارای اهمیت خاصی بوده است و همین امر باعث شده تا در اوایل دورهُ اشكانیان مراكز شهری مختلفی به وجود آید ؛ كه از آن جمله می توان شهرهای لار ، اشكنان ( eškanān ) ، خنج ، كاریان و فرشته جان ( ferešte jān ) را نام برد.
از جمله بناهای تاریخی پیش از اسلام در لار ، قلعهُ اژدها پیكر ، قلعه قدمگاه را می توان ذكر كرد.